|
نگاهى توصيفى به شروح الكافى (شروح منتشر شده از سوى كنگره بين المللى بزرگداشت ثقة الاسلام كلينى)
كتاب الكافى از زمان تدوين و تأليف از حدود يازده قرن پيش تا كنون در كانون توجه همه حديث پژوهان و دانشمندان شيعه بوده است و تبديل به مرجعى شده كه هيچ فقيه و محدثى و هيچ عالم و دانشورى از مراجعه به آن بى نياز نيست.
مؤلف، اين اثر ارجمند را از دانش ها و علوم الهى فراهم آورده و در اصول و فروع مدون ساخته است و كتاب سترگى پديد آورده كه پشتوانه استوار فقه شيعىِ امامى به عنوان ميراث برجاى مانده از امامان اهل البيت عليهم السلام باشد.
با تأليف الكافى با همه وسعت و دقت، مراجعه به اصول چهارصدگانه حديثى از رونق افتاد و خود مصدر اوليه حديث شيعه شد، كه شيخ مفيد آن را با عبارت «اجل كتب الشيعه و اكثرها فائدة» معرفى كرده است.
بيش از بيست شرح و سى حاشيه و هزار و پانصد نسخه خطى و بيست بار چاپ نشانِ اهميت اين ميراث ارزشمند است.
سوگمندانه بيشتر آثارِ مربوط به الكافى يا به صورت دست نوشته باقى مانده و يا به شكل مطلوبى به چاپ نرسيده است. براى جبران اين خسارت علمى، در كنگره بزرگداشت كافى و كلينى گام هايى برداشته شد كه تصحيح و چاپ چهارده عنوان از شروح الكافى در همين راستاست.
بسيارى از فقها، فلاسفه، حكما و ديگر عالمان، به فراخور علاقه و تخصص خود و يا در پاسخ به درخواست و خواهشِ جستجوگرى، الكافى را شرح كرده اند و در اطراف آن بسط سخن داده و يا پرده از ابهام و كج فهمى نسبت به فقراتى از روايات آن برداشته اند.
اين آثار، حاوى دقايق و نكات پرفائده اى در مباحث فقه و كلام و فلسفه برآمده از ظرايف، مشكلات و ابهام هاى احاديثِ الكافى است.
در اين نوشتار به صورت مختصر و گذرا آن دسته از شروح و حواشى كه در كنگره كافى و كلينى تحقيق و منتشر شده است، مرور كرده و از سمت و سوى علمى آنها و روش آنها سخن خواهيم گفت.
1. الشافى فى شرح الكافى
ملا خليل بن غازى قزوينى(م 1089ق)
تحقيق: محمّدحسين درايتى
مؤلف: ملا خليل بن غازى قزوينى (1001 ـ 1089ق)، شاگرد شيخ بهايى ميرداماد و ديگران است. او به اخبارى گرى و آراى منحصر به فرد مشهور است. مدرسه و مزار او در قزوين مورد توجه است.
شرح مفصل و معرفى بر الكافى است كه به دستور خليفه سلطان تدوين شده است. مؤلف در خطبه كتاب مى گويد:
أمرني بشرح الكافى مفخر العلماء ، وأعظم السادات والعظماء ، نور الهدى وبدر الدُّجى ، ملجأ الضعفاء والمساكين ، مرجع الاُمراء في العالمين ، اعتماد الدولة العليّة العالية الحسينيّة الموسويّة الصفويّة ، خليفة سلطان الحسيني، الملقّب بسلطان العلماء أدام اللّه تعالى إقباله وإفضاله .
او در مورد سبب تأليف و زمان و مكان آن گفته است: «واحتياج الكافي إلى الشرح الشافي حرّک العزم منّي، فشرعت في شرحه في حرم اللّه تعالى في جوار الكعبة البيت الحرام ـ زاده تعظيما ـ في سنة سبع و خمسين وألف هجرية».
نسخه هاى شافى مثل ديگر آثار ملا خليل داراى اختلاف زيادى است كه ناشى از بازنگرى و تجديد نظرهاى متعدد مؤلف است. چاپ شافى بر اساس تحرير دوم كتاب انجام گرفته است. تاكنون دو جلد از اين كتاب به چاپ رسيده است.
حدود: از آغاز اصول الكافى تا پايان كتاب الجنائز از فروع.
رويكرد: مؤلف در اين شرح ضمن بررسى مفردات و عبارت احاديث به مباحث سندى نيز پرداخته و بيشتر به مذاق اخباريان به شرح و بسط احاديث با استفاده از لغت و ادبيات و آيات و روايات ديگر پرداخته است و گاه و بى گاه به فلاسفه و عرفا انتقاد مى نمايد. بسيارى از آراى منفرد و اختصاصى ملا خليل در اين كتاب به خصوص در شرح كتاب التوحيد قابل دسترسى است.
نسخه هاى خطى: حدود پنجاه نسخه از جلدهاى مختلف كتاب در كتابخانه هاى مختلف ايران شناخته شده كه در فهرستگان نسخه هاى خطى حديث و علوم حديث مسطور است(1).
2. صافى ]در شرح كافی [
ملا خليل قزوينى(م 1086ق)
تحقيق: محمّدحسين درايتى و حميد احمدى جلفايى
شرح فارسى مفصّلى در دوازده جلد (34 جزء) است، كه پس از نوشتن مقدارى از شرح عربى موسوم به الشافى، طى بيست سال بدان پرداخته و كتاب را به شاه عباس دوم صفوى تقديم كرده است . شارح، متن روايت ها را به عربى به عنوان اصل آورده و سپس به فارسى شرح مى نمايد و در ضمن شرح به خصوصيات لغوى الفاظ و ضبط و اعراب آنها نيز مى پردازد . تأليف اين شرح در سال 1064ق، در محله ديلمه قزوين شروع شده و در سال 1084 ق، به پايان رسيده است .
آقا بزرگ تهرانى نيز در سه جا از الذريعة، از اين شرح به نام صافى نام برده و به توضيح درباره آن پرداخته است(2). و همچنين در ساير كتاب هاى تراجم و فهارس نيز به همين عنوان، نام برده شده است؛(3) و در چاپ حجرى اين كتاب هم ـ كه در لكهنو سال 1323ق ، منتشر شده ـ به همين عنوان، نامگذارى شده است، هر چند كه در برخى از نسخه هاى اين شرح، با عنوان صافى گنجينه شاهى يا مطلق گنجينه شاهى از آن نام بردهاند.
خود مؤلّف در ابتداى شرح كتاب الوصايا از قسم فروع، تصريح نموده كه نام اين شرح را صافى شرح كافى نهاده و هرگونه ترديد را در اين خصوص، زايل نموده است(4).
مؤلف: مختصرى از شرح حال مؤلف در الشافى گذشت.
رويكرد: مشى قزوينى در صافى و شافى بيشتر عنايت به اخبار و روايات و بهرهگيرى از مباحث ادبى و لغوى است و در شرح فارسى خود نسبت به شافى در سطح ساده ترى صحبت كرده و به دشوارى هاى كلمات كمتر توجه كرده است.
در برخى از نوشته هاى عالمان قديم و جديد، نظريّات و عقايد شاذّ به ملا خليل نسبت داده شده است.
گفته شده است كه: او بخش روضه را جزء الكافى نمى دانست و معتقد بوده كه آن را ابن ادريس تأليف نموده است. افندى مى گويد: برخى از عالمان ديگر نيز در اين نظر او را تأييد كرده اند و برخى نيز اين نظريّه را به شهيد ثانى نسبت داده اند، ولى ثابت نشده است(5).
ملا خليل در شرح كافى، روضه را نيز شرح كرده و در مقدّمه هيچ اشاره اى به اينكه روضه از كلينى نيست، نكرده است، لذا انتساب اين قول به ملا خليل، چندان قطعى نيست.
از ديگر آراى متفرد ملا خليل و آنچه به او نسبت داده شده است، مى توان به امكان تخلف معلول از علت تامه، امكان ترجيح بلا مرجح، ثبوت معدومات، ردّ تجرد نفس ناطقه و مراتب چهارگانه آن، ردّ قديم زمانى بودن عالم، عدم انتاج شكل اوّل قياس، انكار كرويت زمين و وجوب عمل به علم (نه گمان) در مسائل فرعى فقهى در زمان غيبت و... اشاره كرد. وى به تمام موارد فوق در جاى جاى صافى و شافى تصريح نموده است.
حدود: اين شرح از آغاز اصول كافى تا پايان روضه است، ولى آنچه در كنگره به چاپ رسيده، فعلاً دو جلد از آن است.
نسخههاى خطى: 329 نسخه از جلدهاى مختلف كتاب در فهرستنامه هاى نسخ خطى فهرست شده است(6).
3. الكشف الوافى
محمّد هادى بن محمّد معين الدين شريف، آصف شيرازى (م 1041 ق)
تحقيق: على فاضلى
شرح و حواشى محققانه فلسفى بر كتاب العقل و الجهل و اثبات واجب الوجود و التوحيد اصول الكافى از آصف شيرازى است.
مؤلف: آصف شيرازى در خطه فارس به فضل و ادب و ذكاوت مشهور بوده است. سيد على خان مدنى در سلافه و شيخ حر عاملى در امل الآمل او را ستوده اند. او مدتى وزارت فارس را نيز عهده دار بوده است. از تأليفاتش حاشية على الاشارات، حاشية على تفسير البيضاوى، حاشية على الشفاء، مرآة الحقائق و نقد الحواشى است.
رويكرد: مؤلف بيشتر در مباحث عقلى و فلسفى دست داشته و شرح خود را نيز با همين سليقه نوشته است. او در باب حدودث عالم و اثبات محدث و «باب اطلاق القول بانه شىءٌ» اطاله سخن داده و از محقق روانى و ديگران نقل قول هايى آورده است.
در سراسر كتاب نيز به شرح ميرزا رفيعا نائينى عنايت ويژه دارد.
حدود: از آغاز خطبه كتاب تا پايان كتاب العشره كه پايان اصول الكافى است و در دو جلد تحقيق و چاپ شده است.
نسخه خطی: مجلس ، شماره 5803، قرن 12، 203 برگ(7).
4. الذريعة الى حافظ الشريعة
رفيع الدين محمّد بن مؤمن، گيلانى (ملا رفيعا) (قرن 11ق)
تحقيق: محمّدحسين درايتى
مؤلف: او از فضلاى قرن يازدهم در اصفهان بوده و ظاهرا از شيخ بهايى استفاده كرده است. او اشاراتى در مخالفت با اخباريان دارد(8).
شيخ آقا بزرگ تهرانى در نسخه اى كه مشاهده نموده، فقط مقدارى از حواشى محشى به خط وى از آغاز الكافى تا پايان كتاب المعيشة بوده است . در نسخه هايى كه محقق مذكور موفق به ديدن آنها نشده، بقيه حواشى مؤلف موجود است . اين حواشى تا پايان اصول الكافى است و مؤلف حواشى خود را بر كتاب فروع و روضه در حامش نسخهاى از الكافى نوشته كه تصوير آن نيز در مركز تحقيقات دارالحديث موجود و در دست تحقيق است(9).
رويكرد: بيشتر اقبال مؤلف به مباحث عقلى و كلامى است. مؤلف در مقدمه كتاب خود، چند وجه اهميت كتاب را اين گونه بر مىشمارد:
1. تصحيح متون اخبار با رجوع به كتب قدما؛
2. رفع اجمال و اشكالات بسيارى از اخبار با استفاده از احاديث ديگر (شرح الحديث بالحديث)؛
3. مشتمل بودن بر چكيده فوايد شارحان ديگر و آنچه در كتب متفرقه علماى بزرگ در تأييد حديث يا رد آن آمده است؛
4. بيان واژههاى مشكل با استفاده از كتب مصادر لغت؛
5. اشتمال اين شرح بر معانى دقيق و لطيف با استفاده از اصول عقلى و كلامى .
مؤلف از اشتغال طلاب به مباحث فروعات و معطل ماندن مباحث كلامى و اعتقادى شكوه مى كند و البته به شدت به عرفان و فلسفه تاخته است.
اين شرح مشتمل بر بسيارى از اشعار عربى و فارسى مؤلف و ديگر شعراست كه به مناسبت مطالب، آنها را متذكر شده است .
حدود: از آغاز خطبه كتاب تا پايان كتاب العشره كه پايان اصول الكافى است در دو جلد تحقيق و چاپ شده است.
نسخههاى خطی: مركز احياء ميراث اسلامى، شماره 1580، از آغاز الكافى تا پايان كتاب المعيشة با حاشيه مؤلف، ق 11 ؛ مركز احياء ميراث اسلامى، شماره 204، اصول الكافى، ق 11 ؛ مركز احياء ميراث اسلامى، شماره 4032 .
5. شرح فروع الكافى
محمّد هادى بن محمّد صالح مازندرانى(م 1120ق)
تحقيق: محمّدجواد محمودى و محمّدحسين درايتى و على حميداوى
شرحى بر الكافى است كه ملا هادى در تكميل شرح پدرش بر الكافى نگاشته و ظاهرا در بين سال هاى 1090 تا 1106 ق، تأليف شده و به گفته علامه تهرانى تنها شرح بر فروع الكافى است و شامل شرح كتاب الزكاة، الحج و الصوم(10).
مؤلف: نام او محمّدهادى بن صالح مازندرانى است و به «آقاهادى» و «هادى مترجم» نيز شهرت دارد . شهرت او به» مترجم» نيز به اين جهت بوده است كه وى اهتمام ويژه اى به ترجمه متون عربى به زبان فارسى داشته و به ترجمه قرآن، صحيفه سجاديه و نيز تعدادى ديگر از كتب پرداخته است .
احمد بن محمّد على بهبهانى سبط علامه وحيد بهبهانى درباره او چنين مى نويسد :
فاضل عزيز ، ومقدس بى بديل و نظير ، جناب مستطاب ، مستغنى الالقاب ، فقيه الزمان آقا محمّدهادى را تصانيف بسيار و فضايل بى شمار است و علاوه ، بسيار خوش مزاج و لطيفه گو و ظريف بوده اند(11).
و همچنين صاحب اعيان الشيعة او را چنين مى ستايد :
الآقا هادي بن المولى محمّد صالح المازندراني ، عالم ، فاضل ، جليل ، كان ظريفا حسن الجواب ، اُمّه آمنه بيگم بنت محمّد تقي المجلسي ، كانت عالمة فاضلة (12).
به جز شرح فروع كافي ، آثار و مكتوبات ديگرى از مؤلف ذكر شده كه به اختصار از آنها ياد مى شود:
ترجمه قرآن كريم ، ترجمه صحيفة سجّاديّة ، ترجمه معالم الدين ، ترجمة الكافية، أنوار البلاغة في علم المعاني و البيان، حاشيه أنوار التنزيل بيضاوى ، الحدود والديات ، رسالة في الأذان ، رسالة في تعيين غرّة رمضان فيما إذا غمّت شهور السنة كلّها، رسالة في تفسير بعض الآيات والأحاديث ، الرسالة الرضاعية ، رساله در ارث ، شرح دعاى صباح ، شرح الشافية ، شرحِ شرح شمسية . شرح تلخيص المفتاح، شرح النظّام، شرح قواعد الأحكام ، منتخب مغني اللبيب و الموائد في علم الكلام(13).
حدود: آنچه از اين شرح تاكنون به دست آمده، تنها شرح كتاب الطهارة ، كتاب الحيض ، كتاب الجنائز ، كتاب الصلاة ، كتاب الزكاة ، كتاب الصيام و كتاب الحج الكافى است كه البته شرح كتاب الصلاة هم ناقص و ناتمام است .
رويكرد: روش مؤلف در شرح فروع الكافى كاملاً متمايز با شرح كتاب حديثى و هم چنين متمايز با شرح پدرش بر اصول و روضة الكافى است، بلكه بيشتر مشابه روش فقها در مباحث فقهى است . وى نخست، بعد از ذكر ابواب الكافى به بحث مبسوط فقهى درباره موضوع مطرح شده پرداخته و بعد از نقل اقوال فقها و بررسى كامل آن و ذكر ادله هر كدام و بيان نظر خودش ، برخى از فقرات روايات الكافى را كه نياز به شرح و بررسى داشته ، ذكر كرده و با استمداد از برخى از كتب لغت، مانند صحاح، نهاية، قاموس و مغرب به شرح آن فقره مى پردازد و در اندكى از موارد به بررسى مباحث رجالى مربوط به اسناد الكافى نيز پرداخته است .
نسخه هاى خطی: هفت نسخه خطى از اين شرح شناخته شده است ؛ دانشگاه تهران ، شماره 5230، كتاب الحج ، 1106ق، 124 برگ ؛ دانشگاه تهران ، شماره 1840، كتاب الطهارة، 1114 ق، 200 برگ ؛ مسجد گوهرشاد، شماره 942، 1131 ق، 291 برگ ؛ فاضل خوانسارى ، شماره 165، زكات و صوم و حج، 1134ق، 264 برگ ؛ ملک ، شماره 1352، كتاب الطهارة تا نيمه صلاة مسافر، ق 12، 245 برگ .
6. مَنهَجُ اليقين(شرح اندرزنامه امام صادق عليه السلام به اصحاب خويش)
علاء الدين محمّد على بن شاه ابو تراب گُلستانه (م 1110 ق)
تحقيق: سيد مجتبى صحفى و على صدرايى خويى
مؤلف: او از سادات گلستانه اصفهان است و نسبش به امام مجتبى عليه السلام مى رسد. تمام عمر خود را در عبادت به سر برد و داراى اخلاق و خصال نيكو بود و صدارت و رياست را به جهت زهد قبول نكرد. از آثارش مى توان به حدائق الحقائق في شرح كلمات كلام اللّه الناطق و بهجة الحدائق اشاره كرد.
اين اثر ، ترجمه و شرح مفصّلى بر نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان است (14). گلستانه ، در اين اثر ، بر آن بوده كه مضامين نامه امام عليه السلام را براى فهم عموم مردم و استفاده مسلمانان ، شرح و توضيح دهد . به همين منظور ، او اين نامه را به صورت قطعه قطعه آورده و پس از هر قطعه ، ابتدا ترجمه فارسى و روان آن را آورده است و سپس ، مضامين را به طور كامل ، شرح و توضيح داده ، كه گاهى شرح و توضيح وى از هر قسمت ، از ده صفحه هم تجاوز مى كند . او بيشتر به آيات و روايات ، استشهاد مى كند و توضيحات خود وى ، نسبت به رواياتى كه ذكر نموده ، حجم اندكى از كتاب را در بر مى گيرد .
بيشتر منابع و مصادر وى در اين شرح ، كتب اربعه شيعه ، بويژه الكافى و نيز نهج البلاغة ، آثار ابن طاووس و كتاب هاى روايى مشهور ديگر شيعه و گاه اهل سنّت است .
نثرِ شرح گلستانه ، روان است و با وجود گذشت حدود سيصد و پنجاه سال از زمان تأليف آن ، براى فارسى زبانان امروز نيز قابل درک و فهم است .
گلستانه ، تأليف اين شرح را در بيست و پنجم شوال 1081ق ، به پايان رسانده و تا كنون ، بنا به گزارش خان بابا مشار ، دو بار در هند به چاپ رسيده است (15). بار اوّل در سال 1302 ق ، به سفارش ميرزا محمّد ملک الكتاب شيرازى و به اهتمام شاكر تهرانى در هندوستان و در شهر بمبئى در 266 صفحه ، و بار دوم ، يک سال بعد ، يعنى در سال 1303 ق ، در همان شهر در 268 صفحه .
رويكرد: ادبيات گلستانه در اين شرح ، به صورت وعظ و خطابه و براى استفاده عموم مردم است . به همين منظور ، او در شرحش از آوردن متن اصلى روايات ، خوددارى نموده است و اغلب به ترجمه ، بسنده نموده است . او سند رواياتى را كه نقل نموده ، حذف كرده و در اغلب موارد ، به ذكر نام راوى اوّل ، اكتفا نموده است ؛ ولى معمولاً مصادرى را كه روايت را از آنها گرفته ، ياد كرده و در موارد متعدّدى هم به ذكر نام مؤلّف مصدر ، اكتفا كرده است .
او همچنين در ضمن اين شرح ، به بيان واجبات و محرّمات دينى پرداخته و آداب و شرعيات را نيز متذكّر شده است . در جاىْ جاىِ شرح ، در فضائل اهل بيت عليهم السلام و حقّانيت طريق آنها ، مطالبى به چشم مى خورد . او در اين موضوع ، به منابع اهل سنّت نيز استشهاد مى كند . همچنين اعترافاتى را كه دانمشندان اهل سنّت در آثارشان در باره حقّانيت اهل بيت عليهم السلام آوردند ، ذكر مى كند .
او مانند عالمان معاصر خود در اصفهان ، از استناد به كلام فلاسفه و گفتار عارفان و استدلال هاى فلسفى ، و همچنين آوردن شعر ، خوددارى نموده است و در شرحش در اين زمينه ها ، مطلبى به چشم نمى خورد .
حدود: اين كتاب فقط شرح يک حديث از الكافى است. (ج 1، ص 91، ح 1).
نسخههاى خطی: 1 نسخه متعلّق به كتابخانه مسجد اعظم قم ، به شماره 11 (16). اين نسخه ، كهن ترين و به عبارتى صحيحترين نسخه كتاب بوده كه محمّدسلمان بن عبد الباقى گلپايگانى به خطّ نستعليق زيبايى آن را تحرير كرده و در غره ذى قعده سال 1083ق ، به پايان رسانده است .
2. نسخه متعلّق به كتابخانه آية اللّه گلپايگانى ، به شماره 69/7/1169 . اين نسخه ، فاقد نام كاتب و تاريخ است ؛ ولى با نسخه اصل ، مقابله و تصحيح گرديده و در آخر نسخه ، علامت بلاغ با عبارت «قوبل بأصله من أوّله إلى آخره» ديده مى شود .
7. الحاشية على اصول الكافى
على بن زين الدين بن محمّد بن حسن عاملى (شيخ على صغير) (قرن 11ق)
تحقيق: محمّدحسين درايتى
مؤلف: نويسنده، برادرزاده شيخ على كبير و از بيت علم و فضيلت است از اساتيد و شرح حال او اطلاع چندانى در دست نيست بعضى از آثار وى حاشيه بر تهميد القوائد، شرح صحيفه سجاديه و حاشيه بر كتاب التوحيد الكافى است ظاهرا تا 1102 زنده بوده است.
اين حاشيه با عناوين «قوله ـ قوله» و داراى تاريخ تأليف 1085 ق، است(17). اين حاشيه در ادامه الدرّ المنظوم چاپ شده است.
حدود: از كتاب التوحيد (ح 1، ص 78، باب العالم واثبات المحدث، ح 3) تا باب الهداية أنها من اللّه عزوجل (ج1، ص 165، ح 1).
رويكرد: بيشتر رويكرد اين حاشيه ادبى، لغوى و عنايت به مباحث فقه الحديثى است.
نسخههایخطی: خوانسارى، شماره 1/936 ، به خط مؤلف،(18) آستان قدس، ش 10854، دانشگاه تهران، ش 42.
8. الحاشية على اصول الكافى (تعليقة على الكافى)
رفيع الدين محمّد بن حيدر، حسينى نايينى (ميرزا رفيعا) 998 )ـ 1082 ق)
گردآورى : محمّد فصيح بن اولياء قزوينى (م 1091 ق)
تحقيق: محمّد حسين درايتى
حواشى ميرزا رفيعا بر الكافى به درخواست شاگردانش صورت گرفته است و به وسيله امير معصوم بن محمّد فصيح بن امير أوليا حسينى تبريزى قزوينى (م 1091ق) جمع آورى و تدوين شده است(19).
مؤلف: ميرزا رفيع الدين محمّد بن حيدر حسينى طباطبايى نايينى اصفهانى، معروف به ميرزا رفيعا از بزرگترين دانشمندان عصر صفوى و از برجسته ترين شاگردان شيخ بهايى، ملا عبد اللّه شوشترى و ميرابوالقاسم فندرسكى است. جمعى از بزرگان حوزه اصفهان از محفل درس او استفاده كرده اند كه از ايشان اند علامه مجلسى، شيخ حر عاملى، محقق خوانسارى، ملا رفيعا گيلانى، و امير محمّد صالح خاتوان آبادى.
او ظاهرا در 1082 ق، در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد مدفون شد(20).
رويكرد: حاشيه اى دقيق بر اصول الكافى تا كتاب الحجة است كه فرازهايى از روايات را با ذكر «قوله» توضيح داده است . اين كتاب از مصادر علامه مجلسى در مرآة العقول بوده و ايشان با عبارت هاى «قال بعض الفضلاء»، «قيل» عبارت هاى ميرزا رفيعا را نقل كرده است . و در آن، نكات ادبى و شرح غريب لغات احاديث و ترجمه بعضى از كلمات به فارسى درج گرديده است . مؤلف از سند احاديث غافل نبوده، بلكه عنايت اجمالى به اسناد داشته و به برخى از روات مجهول يا مشترک و تصحيفات و . . . اشاره داشته است . محشى عنايت خاص و دقت فراوانى در ذكر احاديث داشته و در نقل آنچه كلينى آورده، به يک نسخه اكتفا نكرده و ديگر نسخه ها را از نظر گذرانده است .
تحقيق كتاب بر اساس پنج نسخه انجام شده و آيات و روايات تخريج شده است . در حاشيه نسخه مطالبى از مؤلف ديگرى بوده كه در پاورقى آمده است .
متن الكافى براى سهولت در خواندن، در بالاى صفحات درج گرديده و فهارس آيات، احاديث، اعلام، كتابها، اختلاف نسخ و مطالب بدان افزوده شده است .
اين شرح را از جهاتى داراى اهميت است:
يک . علامه مجلسى همه يا بيشتر اين شرح را در مرآة العقول آورده و بيشتر با عبارت «قال بعض الفضلاء» يا «قيل» متذكر مى شود. اين مطلب با مقابله حاشيه ميرزا رفيعا با مرآة العقول قابل دسترسى است.
دو. از آنجا كه مؤلف داراى ذوق درک و نظر كلامى و فلسفى بوده است، شرح او مشحون از دقايق علمى و كلامىِ مبتنى بر آراى شيعى است. اين معانى در كتاب التوحيد جلوه بيشترى يافته است.
سه. مؤلف عنايت اجمالى به ذكر سند و بحث از آن داشته است.
چهار. مؤلف به خانواده حديث عنايتى داشته و احاديثى را با حديث ديگر شرح كرده است.
پنج. شرح، علاوه بر اينكه داراى ظرايف و فوايد ادبى و لغوى زيادى است و ضبط كلمات و اعراب جملات را بحث مى كند، عنايت زيادى به شرح غريب الحديث كرده و گاهى آنها را به فارسى نيز ترجمه مى كند.
شش. مؤلف احاديث را از نسخه هاى مختلف الكافى نقل كرده و در مواضعى به اختلاف نسخه نيز اشاره دارد.
حدود: از آغاز تا باب «إن المتوسمين الذى ذكرهم اللّه تعالى في كتابه هم الأئمّة عليهم السلام والسبيل فيها مقيم (ج 1، ص 218، ح 3).
نسخه هاى خطى: مرعشى، شماره 6342 ، به خط ملا خليل قزوينى ؛ گلپايگانى، شماره 1553، 1081 ق ؛ مرعشى، شماره 3748، قرن 11 ؛ مركز احياء تراث اسلامى، شماره 2732، قرن 11 (21).
9. البضاعة المزجاة
محمّد حسين قارياغدى (م بعد از 1098 ق)
تحقيق: حميد احمدى جلفايى
مؤلف: ملا محمّد حسين بن قارياغدى (زنده در 1089ق) عالمى متبحر به حديث و رجال در عصر خود بوده است. از شرح حالش اطلاع زيادى در دست نيست(22).
اين كتاب، مشتمل بر شرح مبسوطى بر كتاب روضة الكافى محمّد بن يعقوب كلينى است كه احاديث را با عنوان «متن» و توضيحات خود درباره سند و متن را به عنوان «شرح» آورده است .
مؤلف در آغاز، فهرست موضوعى مطالب روضة الكافى را در سى باب ذكر نموده است . تأليف جلد اول شرح در 14 محرم 1098 ق، به پايان رسيده است .
محقق تهرانى(23)گفته است كه اين شرح، مشتمل بر مباحثى در فوايد رجالى است . ايشان(24) اين كتاب را با عنوان شرح روضة الكافى و نيز با عنوان رجال الشيخ محمّد حسين بن قارياغدى(25) فهرست نموده است .
حدود: اين شرح از معدود شروح روضة الكافى است كه همه اين كتاب را در برمى گيرد. دو جلد از بضاعة المزجاة ـ كه تا حدود حديث 211 روضة الكافى است ـ ضمن آثار كنگره چاپ شده و دو جلد باقى مانده به زودى چاپ مى شود.
اين شرح در سى باب تدوين شده است و از باب خطب و بعد رسائل و نصايح شروع مى شود و به باب سى ام ـ كه «باب في وصف الجنة والنار» است ـ ختم مىشود.
رويكرد: مؤلف، ابتدا متن كامل حديث را مى آورد و در شرح كلمات را مى كاود و موارد محتمل را نيز بيان مى كند. او از ملا صالح مازندرانى، علامه مجلسى، فيض كاشانى و محقق استرآبادى گاهى با ذكر نام و گاهى بدون ذكر نام مطالبى نقل مى كند. اين شرح را مىتوان ادبى و روايى دانست.
نسخه هاى خطی: كتابخانه سيد محمّد على قاضى طباطبايى، 1100ق، مرعشى، شماره76920، جلد اول، تصحيح شده و حواشى دارد، 255 برگ(26).
10. الدر المنظوم من كلام المعصوم
على بن محمّد بن حسن بن زين الدين عاملى (شيخ على كبير) (م 1103 يا 1104 ق)
تحقيق: محمّد حسين درايتى
مؤلف: شيخ على بن محمّد بن حسن، نواده صاحب معالم و شهيد ثانى معروف به شيخ على كبير از خاندان علم و فضيلت و سلاله تقوى و فقاهت و از مشاهير علماى سده يازدهم هجرى است.
او داراى آثارى چون الدر المنثور، الزهرات الزويّة و حواشى بسيار بر بسيارى از كتابهاى حديثى و فقهى است. وى در 1103 يا 1104 ق، در اصفهان درگذشت و در مدرسه ميرزا جعفر مشهد رضوى عليه السلام دفن گرديد(27).
شرح كتاب اصول الكافى به صورت «قوله ـ قوله» است كه شرح خطبه و كتاب العقل و كتاب العلم آن به اتمام رسيده است . نويسنده در سال 1061 ق، از نگارش آن فراغت يافته است . با اين كه در پايان جلد اول به جلد دوم در حاشيه كتاب التوحيد حواله مى دهد، ليكن ظاهرا نوشته نشده است .
حدود: از آغاز اصول الكافى تا آخر كتاب فضل العلم (ص 71، ح 12).
رويكرد: بيشتر مطالب مؤلف درباره روايات و احاديثى كه مورد شرح قرار گرفته است، مباحث ادبى و لغوى است و نكات ادبى دقيق و احتمالات مختلف در مورد احاديث را مورد توجه قرار داده است. در اين ميان، از آيات و روايات ديگر نيز بهره گرفته است.
او همچنين متعرض مباحث رجالى و سندى نشده و به كتابهاى رجالى ارجاع داده است.
نسخههاى خطی: دانشگاه تهران (مشكوة)، شماره 946؛ مرعشى، شماره 1647، 118 برگ؛ مرعشى، شماره 354، 1095 ق، 111 برگ ؛ مسجد اعظم، شماره 564، 1061 ق، 140 برگ(28).
11. حاشية اصول الكافى
محمّد امين استرآبادى اخبارى(م1033ق)
گردآورى: ملا خليل قزوينى (م 1089ق)
تحقيق: على فاضلى
مؤلف: ملا امين استرآبادى ) م 1033ق) از علماى سده يازدهم و مؤسس اخبارى گرى است. او از سيد محمّد عاملى ـ صاحب مدارک ـ و شيخ حسن صاحب معالم و شيخ محمّد پسر او و همچنين ميرزا محمّد اخبارى استفاده كرده است.
مهمترين اثر او الفوائد المدنية است.
حدود: از آغاز خطبه الكافى تا باب الدعابه (ج 1، ص 664، ح 7).
رويكرد: عمده مطالب استرآبادى در اين حاشيه لغوى و ادبى است و تطويل و تفصيلى ندارد.
حواشى مختصر و ناتمامى بر اصول الكافى است كه استرآبادى بر هامش نسخه الكافى نوشته و شخصى، گويا از شاگردان وى، در سال 1057ق، در مكه، آن را تدوين كرده است. از آن به شرح الكافى نيز تعبير شده است.
گردآورنده در ابتداى كتاب آورده است:
أمّا بعد فهذه حواشٍ على الكافي لأبي جعفر محمّد بن يعقوب الكلينيّ الرازيّ قد كتبها المحقّق المدقّق مولانا محمّد أمين الإسترآباديّ في هامش كتابه قد جمعتها من خطّه ـ رحمه اللّه تعالى ـ في مكّة المعظّمة زادها اللّه تعالى تشريفا وتعظيما ، في سنة سبع وخمسين وألف هجرية . ثمّ ذكر رموزا استعملها في هذه الحواشي .
نسخه هاى خطی: مرعشى، شماره 6665 ، 1063ق، 44 برگ؛ مرعشى، شماره 4549، قرن 11، 34 برگ؛ مجلس )مجموعه طباطبايى)، شماره 705، 1108ق، 51 برگ؛ سپهسالار، شماره 8200 ، قرن 11(29).
از اين حاشيه يا شرح مورد توجه و عنايت ملا خليل (م 1089ق)، در آثارش، علامه مجلسى (م 1110ق) در مرآة العقول و بحار الأنوار، ملا محمّد صالح مازندرانى(م 1086ق) در شرح الكافى، آصف شيرازى (م 1081ق) در الكشف الوافى، ميرزا رفيعا نائينى (م 1082ق) در حاشية اصول الكافى و ديگران بوده است.
12. الهدايا لشيعة ائمة الهدى (شرح الكافى)
محمّد مجذوب تبريزى (م بعد از 1084ق)
تحقيق: محمّدحسين درايتى و غلامحسين قيصريه ها
مؤلف: از شعرا و فضلاى قرن يازدهم هجرى بوده و از محضر ملا خليل قزوينى و ميرزا محمّد استرآبادى و امير سيد حسن قائنى استفاده كرده است. از آثار او مىتوان به ديوان اشعار، روضة الأذكار، رياض الزاهدين، كتاب المزار، مناسک الحج و حاشية تفسير فخر الرازى اشاره نمود(30).
شرح مفصّلى است بر الكافى، با عنوان هاى «هدية»، شامل دوازده مقدمه و سى جزو و خاتمه. شارح در مقدمات دوازدهگانه مباحثى از علوم حديث، بويژه علم رجال را مطرح كرده و در مقدمه دوازدهم خطبه الكافى را شرح نموده است. مباحث مقدمه ها از اين قرار است: 1. از «عدّة من أصحابنا» در الكافى، 2. اصطلاح جديد بعض المعاصرين در اسامى رجال، 3. معنى قولهم: قد أجمعت العصابة على تصحيح ما يصحّ عنه 4. المعروفون بالالقاب والكنى، 5. من الذين ضبطت روايتهم بالعدد... ، 6 . الصحيح عند القدماء والمتأخّرين، 7. معنى الوجوب والسنّة والأمر بالشىء والكراهة والنهي عن الشيء في كلام المعصومين عليهمالسلام ، 8 . أسماء وألقاب وكنى المعصومين عليهمالسلام ، 9 . امام زمان(عج)، 10. ذمّ القدرية، مؤلف در اين مقدمه، قدريه در روايات را بر صوفيه تطبيق مىدهد! ، 11. في فهرس أجزاء الهدايا، 12. في بيان خطبة الكافي، شامل دوازده «هديه».
و در مقدمه از شاه سليمان صفوى (1077 ـ 1105) به تجليل ياد مى كند.
نام كتاب در الذريعة «الهدايا» و «الهدايا و سرّ من رأى» ثبت شده. وى در سال هاى 1083 و 1084ق ، برخى از اجزاى كتاب را به پايان رسانده است.
بناى شارح بر آن بوده كه ابتدا متن حديث را ذكر كند و سپس تحت عنوان «هدية» آن را شرح كند و پس از آن، به حديث ديگر بپردازد. به تازگى دو مجلد رحلى از آن نزد سيد محمّد على روضاتى يافت شد كه به خط مؤلف است. بخشى از حواشى مؤلف در حاشيه اصول الكافى، چاپ سنگى، تبريز، 1311ق، به چاپ رسيده است.
حدود: مؤلف، چنانكه در مقدمه آورده است، همه سى جزء كتاب الكافى را شرح كرده است، ولى آنچه از نسخه هاى خطى اين شرح تاكنون شناسايى شده است شرح كتاب العقل وفضل العلم و كتاب التوحيد و كتاب الحجه است.
در كنگره كلينى دو جلد از اين شرح ـ كه شامل كتاب العقل و فضل العلم و همچنين كتاب التوحيد است ـ به چاپ رسيده است و كتاب الحجة آن در دو جلد ديگر به چاپ خواهيد رسيد.
رويكرد: مؤلف معتقد است كه الكافى به امر شفاهى حضرت ولى عصر عليه السلام تأليف شده است. او بيشتر به سبک اخباريان عمل كرده و در جاى جاى كتاب اهتمام خاصى در رد بر عقايد صوفيه و عرفا دارد و حتى مى گويد خطبه الكافى در رد بر صوفيه، فلاسفه و اشاعره است.
او از شرح ملا صدرا و آثار ميرداماد و فيض كاشانى استفاده كرده است و نقل قول هاى فراوانى نيز از شرح ميرزا رفيعا نايينى نموده است. اين در حالى است كه مزاق او در مخالفت با فلاسفه و عرفا با روش ميرزا رفيعا سازگار نيست. البته استفاده مؤلف از شرح نائينى بيشتر در مسائل لفظى و ادبى است. بيشترين استفاده و تأثير تبريزى از شرح ملا خليل بر الكافى است و به وفور از او نقل مى كند و به اصوليان مى تازد و همچنين از ملا امين استرآبادى نيز مطالبى در تأييد مذهب اخبارى آورده است.
نسخه هاى خطی: دانشگاه تهران، شماره 3634، 1083ق، 190برگ (جزء سوم)؛ مسجد شيخ بابا مراغه، شماره 7، قرن 11، 9 برگ (جزء چهارم)؛ تهرانى كربلا، (جلد پنجم)؛ روضاتى اصفهان، عصر مؤلف (جزء سوم تا نهم)؛ سلطان المتكلمين، (جزء سوم) (31).
13. حاشية اصول الكافى
احمد بن زين العابدين علوى عاملى(قرن 11ق)
تحقيق: سيد صادق اشكورى
حاشيه مختصرى بر اصول الكافى با عناوين «قال ـ اقول» است . نويسنده در اين حاشيه بيشتر به جنبه هاى ادبى و فلسفى مى پردازد و به موضوعات ديگر، كمتر نظر دارد . توضيحات محشى بسيار مختصر بوده و فقط مواضعى را كه مهم بوده، حاشيه زده است، لذا از تكرار مكررات پرهيز نموده و بخش عمدهاى از اصول الكافى را در بر دارد .
مؤلف: سيد احمد بن زين العابدين علوى عاملى اصفهانى، از دانشمندان و فقهاى سده يازدهم هجرى است كه اصلش به جبل عامل برمى گردد و زاده اصفهان است. ايشان از شاگردان مرحوم شيخ بهايى و پسرخاله و داماد ميرداماد بود. علاوه بر جنبه نسبى كه با ميرداماد داشت، از شاگردان مبرّز او نيز بود و تعصب خاصى نسبت به وى داشت.
رويكرد: متن فلسفى صاحب كتاب سبب شده تا از ديدگاه فلسفى مشكلات مسائل حديثى را كه به نظر عاملى مى رسيده، مطرح و گره گشايى شود. مؤلف كوشيده تا مشكلى از مشكلات متن را تبيين كرده، به بهتر فهمى حديث كمک كند. چون عاملى كتاب شفاء و شرح اشارات را نزد ميرداماد و ملاصدرا خوانده بوده و آن اساتيد، گزيده آراى فلسفى خويش را در تعليقه بر الكافى و شرح اصول كافى بيان كردهاند. وقتى عاملى هم قصد تعليقه نگارى بر اصول كافى را دارد، به طور مستقيم متأثر از آن دو بزرگوار است. علاوه بر آنكه آراى ميرداماد و ملا صدرا آخرين و كاملترين آراى فلسفى آن دوران بوده، كه مرحوم عاملى نمى توانسته مبلغ چندانى بر آن بيفزايد، و به نظر مى رسد درصدد ابداع رأى جديدى در مقابل آنها نيز نبوده، بلكه آنچه فرا گرفته و به نظرش درست مىآمده، از آراى بزرگترين فلاسفه عصر خويش در اين كتاب منعكس كرده است. در شرح قبسات ميرداماد ـ كه عاملى به سال 1040ق نگاشته ـ نيز در واقع، شرح تأييدى بر آراى استادش ديده مى شود. تعليقه الكافى نيز تعليقه اى است با نگرش تأييدى بر آراى فلسفى ميرداماد و ملاصدرا در تعليق شرح الكافى شريف.
حدود: از آغاز خطبه الكافى تا پايان كتاب العشرة (ج 2، ص 672، ح 2).
نسخه هاى خطی: مرعشى، شماره 2849، 1070 ق .
14. الحاشية على اصول الكافى
سيد بدرالدين بن احمد حسينى عاملى انصارى(قرن 11ق)
تحقيق: على فاضلى
مؤلف: بدر الدين بن احمد بن ادريس عاملى انصارى حسينى (زنده در 1060ق) از شاگردان شيخ بهايى است. شيخ او را با عبارات: سيدنا الاجل، الفاضل الزكىّ، الذكىّ الالمعى، ذى الفطنة النقّادة والفطرة الوقّاده والتحقيق الرائق والتدقيق الفائق، شمس سماء السيادة و... .
توصيف كرده است.
برخى از شاگردانش عبارتاند از خواجه على بن محمّد هاشم مشهدى، محمّد مؤمن بن شاه قاسم سبزوارى، سيد محمّد بن على موسوى عاملى و سيد مرتضى بن مصطفى تبريزى است.
و برخى از تأليفات او نيز حاشية على فروع الكافى، حاشية على المطول و شرح الاثنى عشرية الصومية است(32).
شيخ حر عاملى(33) آن را حاشيه اى لطيف بر اصول الكافى دانسته و افندى(34)درباره آن گفته است : كتابى مختصر است كه تا باب السعادة والشقاوت كتاب التوحيد را در بردارد . گرد آوردنده اين كتاب سيد محمّد تقى موسوى (م 1094ق) گفته است كه آن را از هوامش نسخه اى از اصول الكافى جمع آورى نموده و تدوين نموده ام . در اين حاشيه ـ كه تمامى اصول الكافى را در برگرفته است ـ با عناوين «قوله ـ قوله»، نكاتى به عنوان شرح مطالب كتاب بيان شده است .
حدود: از آغاز خطبه الكافى تا اوايل كتاب العشرة، ج 1، ص 672، ح 2.
رويكرد: بيشتر عنايت مؤلف به مباحث ادبى و لغوى است.
نسخههاى خطی: مرعشى، شماره 1 / 2849، 1094 ق، 136 برگ؛ اصفهان، كتابخانه سيد محمّد على روضاتى .
1. الذريعة ، ج 13، ص 5 و ج 14، ص 27 ؛ التراث العربى ، ج 3، ص 223؛ الكلينى والكافى ، ص 162؛ فهرستگان، ج 4، ص 163.
2. ر.ك: الذريعة، ج 6، ص 145؛ و ج 14، ص 27؛ و ج 15، ص 4، ش 17.
3. ر.ك: أعيان الشيعة، ج 6، ص 356؛ كشف الحجب والأستار، ص 348، ش 1942.
4. ر.ك: الذريعة، ج 6، ص 78، ش 404؛ أعيان الشيعة، ج 6، ص 356.
5. رياض العلماء، ج 2، ص 265.
6. الذريعة ، ج 14، ص 27 و ج 15، ص 4 ؛ رضوى، ج 14، ص 319 ـ 335، ش 597 ـ 632 ؛ مشار فارسى ، ج 3، ص3369؛ الكلينى والكافى ، ص 162 و 172؛ فهرستگان، ج 4، ص 481.
7. مجلس، ج 17، ص 231.
8. طبقات أعلام الشيعة، ج 5، ص 226.
9. الذريعة، ج 13، ص 96 و ج 14، ص 28، ش 1588.
10. الذريعة ، ج 13، ص 380.
11. مرآة الأحوال ، ج 1 ، ص 106 .
12. أعيان الشيعة ، ج 10 ، ص 234 .
13. الذريعة ، ج 22 ، ص 436 ، ش 7773 ؛ الكرام البررة ، ج 1 ، ص 162 ؛ الكواكب المنتثرة ، ص 806 .
14. الكافي، ج 1، ص 91، ح 1.
15. فهرست كتابهاى چاپى فارسى ، ج 4 ، ص 540 .
16. فهرست نسخه هاى خطّى كتابخانه مسجد اعظم قم ، ص 428 .
17. الذريعة ، ج 6، ص 183، ش 997.
18. الذريعة ، ج 6، ص 183، ش 997.
19. الذريعة، ج 6، ص 184.
20. بحار الأنوار، ج 105، ص 77؛ خاتمة مستدرک الوسائل، ج 2، ص 176؛ اعيان الشيعة، ج 9، ص 271؛ جامع الرواة، ج 2، ص 279؛ طبقات اعلام الشيعة، ج 5، ص 226؛ آتشكده آذر، ص 278.
21. الذريعة ، ج 6 ، ص 84 ، ش 1001 و ج 13، ص 96، ش 307 و ج 14، ص 27.
22. معجم المؤلّفين، ج 9، ص 249؛ الذريعة، ج 3، ص 127؛ مصفى المقال، ص 150.
23. مصفى المقال، ص 150.
24. الذريعة، ج 13، ص 296، ذيل ش 1083.
25. همان، ج 10، ص 113.
26. الذريعة، ج 3، ص 127 و ج 6 ، ص 182 و ج 10، ص 113 و ج 13، ص 296 ؛ مصفى المقال، ص 150 ؛ التراث العربى، ج 1، ص 401؛ فهرستگان، ج 2، ص 459.
27. رياض العلماء، ج 4، ص 198؛ روضات الجنات، ج 4، ص 390؛ طبقات أعلام الشيعة، قرن 12ق، ص 545 ـ 546.
28. الذريعة ، ج 8، ص 79 و ج 13، ص 98 ؛ الشيخ الكلينى البغدادى وكتابه الكافى، ص 162 و 445.
29. التراث العربى، ج 2، ص337؛ الذريعة، ج 6 ، ص 181، ش 989 و ج 3، ص96؛ الكلينى والكافى، ص44.
30. ريحانة الأدب، ج 5، ص 188؛ رياض العارفين، ص 135.
31. الذريعة، ج25، ص 161، ش60؛ فهرستگان، ش7233.
32. امل الآمل، ج 1، ص 42؛ طبقات اعلام الشيعة، ج 5، ص 78؛ اعيان الشيعة، ج 3، ص 549.
33. امل الآمل، ج 1، ص 95.
34. تعليقات على الأمل الآمل، ص 40.
|